• ۱۳ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۲۱
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
شکاف‌ها میان آمریکا و انگلیس پس از افشای ایمیل‌های سفیر انگلیس در واشنگتن واضح‌تر می‌شوند

روزهای سخت متحدان آمریکا با ترامپ

با احتمال قریب به یقین می‌توان گفت که هیچ‌کدام از روسای جمهور پیشین ایالات متحده این‌گونه مثل ترامپ مداخله مستقیم و بی‌پروا در امور داخلی انگلیس نداشته‌اند.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، در حالی که هنوز زمان زیادی از سفر ترامپ به لندن و جنجال‌ها و حواشی آن نمی‌گذرد، افشای ایمیل‌های سفیر انگلیس در آمریکا و نظرات او در مورد وضعیت آشفته و اسفناک کاخ سفید، دردسر جدیدی را برای «روابط ویژه» و البته نه‌چندان گرم دو کشور پدید آورده است. اگر چه لندن اعلام کرد که دیدگاه‌های سفیر نباید نظر دولت انگلیس تلقی شود، با این حال از دفاع از سفیرش هم چشم‌پوشی نکرد و او را فردی باسابقه و قابل اعتماد دانست. «جرمی هانت»، وزیر خارجه و نامزد نخست‌وزیری انگلیس هم به‌طور ضمنی از نماینده‌اش در واشنگتن با بیان عباراتی همچون وجود تبادل نظر شفاف و دیدگاه‌های مختلف در وزارت خارجه دفاع کرد و در کنار آن از آمریکا به‌عنوان نزدیک‌ترین هم‌پیمان این کشور نام برد. در این بین عکس‌العمل ترامپ چندان شدید نبود چراکه به قول خودش خبرهای خوبی در مورد انتخاب نخست‌وزیر جدید در راه است و او همچنان خاطره خوش خود از سفر به انگلستان را در ذهن دارد.  صرف‌نظر از‌ انگیزه‌های این افشاگری که قطعا به رقابت‌های انتخاباتی درون حزبی میان جانسون و هانت برای به دست گرفتن سکان دولت مرتبط است، می‌توان این اتفاق را در چارچوب تحولات سیاسی روابط دو کشور در سال‌های اخیر به‌خصوص پس از روی کار آمدن ترامپ و رای به برگزیت در انگلستان، مورد توجه و بررسی قرار داد. در تعبیری دیگر شاید بتوان این واقعه را ویترینی از پشت‌پرده روابطی دانست که چند سالی است مهر «ویژه» آن کم‌رنگ شده است.


 روابط آمریکا و انگلیس در سراشیبی سقوط

وقوع دو رخداد مهم یعنی برگزیت در انگلستان و انتخاب ترامپ به ریاست‌جمهوری در آمریکا، این تصور را به وجود آورد که باید منتظر عصر جدیدی در روابط دو کشور باشیم؛ روابط و همکاری‌هایی که از دوران چرچیل لقب «ویژه» را نیز با خود یدک می‌کشید. این انتظار چندان بدون پایه و منطق هم نبود چراکه با پذیرش برگزیت از سوی لندن و خروج قریب‌الوقوع آن از اتحادیه اروپایی، واشنگتن می‌توانست جایگاه خود را به‌عنوان نزدیک‌ترین متحد سیاسی و اقتصادی لندن تثبیت و تقویت کند. از سوی دیگر سلطه ترامپ جمهوری‌خواه بر کاخ سفید که با استقرار دولت محافظه‌کار در ساختمان شماره 10 مقارن شده بود، به نوعی تداعی‌کننده پیشینه همکاری‌ها و همفکری‌های بسیار نزدیک این دو حزب در عرصه‌های مختلف بود. درست بر همین اساس بود که بسیاری در آن هنگام زوج ترامپ و «ترزا می» را با همتایان سابق‌شان یعنی ریگان و تاچر مقایسه می‌کردند و در انتظار تکرار عصر طلایی در روابط دو کشور بودند. اما برخلاف همه پیش‌بینی‌ها و توقعات، از آن هنگام تاکنون روابط دو کشور چنان رو به سردی گراییده و در سراشیبی سقوط قرار گرفته که آن را با دوران اختلافات شدید لندن و واشنگتن بر سر کانال سوئز و جنگ ویتنام در دهه‌های 1950 و 1960 میلادی مقایسه می‌‎کنند. چالش بر سر بودجه ناتو، خروج آمریکا از پیمان اقلیمی پاریس و برجام، به رسمیت شناختن یکجانبه قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل از سوی واشنگتن، و در کنار این‌ها طرح شعار «اول آمریکا» از سوی ترامپ و تبعات آن در عرصه بین‌المللی، تنها بخش‌هایی از این اختلافات را رقم زده‌اند. اما از همه اینها مهم‌تر بحث برگزیت و چگونگی اجرایی کردن آن است که با وجود ماهیت داخلی موضوع برای انگلستان، به‌شدت مورد توجه ترامپ قرار داشته و تبدیل به یکی از محورهای اساسی اختلاف نظر مستاجر کاخ سفید و ساکنان ساختمان شماره 10 شده است.

 ترامپ و برگزیت

پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را باید بدون شک یک خوش‌شانسی بزرگ برای طرفداران برگزیت در انگلیس تلقی کرد. در شرایطی که اوباما به هیچ‌وجه با خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی موافق نبود و حتی تهدید کرده بود که در صورت وقوع این اتفاق لندن در انتهای صف روابط تجاری با واشنگتن قرار خواهد گرفت، ترامپ به‌شدت از این موضوع استقبال کرده و آن را تصمیمی هوشمندانه و در جهت بهبود اوضاع این کشور توصیف می‌کند. علاوه‌بر این او برخلاف سفارش اوباما به طرفین در مورد جدایی تدریجی و منظم، از انگلستان می‌خواهد که در مذاکره با اتحادیه اروپا سختگیر باشد و اگر نتوانست به نتیجه‌ای برسد، برگزیت را بدون هر گونه توافقی اجرایی سازد. اما اینکه چرا ترامپ این چنین سرسختانه از برگزیت و طرفداران آن حمایت می‌کند موضوعی درخور توجه است. بخشی از این بحث را شاید بتوان به علایق او نسبت به احزاب و جنبش‌های ناسیونالیستی و راستگرا مرتبط دانست. با این حال دلیل اصلی و عمده اشتیاق ترامپ به برگزیت را باید در تفکرات اقتصادی و منفعت‌گرایانه او جست‌وجو کرد.

رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش است که بتواند از خلأ به وجود آمده در روابط اقتصادی و تجاری اتحادیه اروپا و انگلیس بهره‌برداری و واشنگتن را جایگزین بروکسل کند. در همین راستا وی در سفر ماه گذشته‌اش به لندن وعده می‌دهد که در صورت اجرای برگزیت، یک معاهده شگفت‌انگیز اقتصادی با آمریکا در انتظار انگلستان خواهد بود. اما نکته مهم این است که با وجود اصرارش به لندن برای اجرای برگزیت، حتی بدون توافق، خود نیز چشم‌انداز روشنی از معاهده شگفت‌انگیز و آینده روابط اقتصادی دو کشور ارائه نمی‌دهد. همین مساله باعث شده در میان سیاستمداران و افکار عمومی انگلستان بدبینی عمیقی نسبت به نیات و اهداف ترامپ پدیدار شود: «آنچه او واقعا جست‌وجو می‌کند یک برگزیت بدون معاهده است که می‌تواند یک داونینگ استریت ناامید و بیچاره را بر سر میز مذاکرات و در موقعیتی رودرروی او قرار دهد که سرانجام آن توافقاتی بر اساس معیارهای خودش باشد.» یکی از معیارهای که او در لندن به صراحت مورد تاکید قرار داد این بود که لندن همه چیز از کشاورزی گرفته تا طرح خدمات سلامت ملی را روی میز معامله قرار دهد. ورود آمریکا به طرح خدمات سلامت ملی به معنی دسترسی آنها به اطلاعات و جامعه آماری و همچنین بازار داروی انگلیس و خارج شدن آن از کنترل و نظارت دولت خواهد بود؛ موضوعی که حتی برای محافظه‌کاران و برگزیتی‌های تندرو نیز خط قرمز محسوب می‌شود.

 ترامپ و مداخله آشکار در امور داخلی انگلیس

با احتمال قریب به یقین می‌توان گفت که هیچ‌کدام از روسای جمهور پیشین ایالات متحده این‌گونه مثل ترامپ مداخله مستقیم و بی‌پروا در امور داخلی انگلیس نداشته‌اند. توئیت‌های ترامپ در موارد مختلف از جمله چگونگی برخورد پلیس لندن با تروریسم، حمایت او از گروه‌ها و شخصیت‌های راستگرا و افراطی و حتی پیشنهاد عجیب او در رابطه با مناسب بودن نایجل فاراژ _رهبر حزب تندرو حامی برگزیت_ برای سفارت انگلیس در واشنگتن، موضوعاتی نبودند که لندن قادر باشد به‌راحتی از آن چشم‌پوشی کند. اما به‌رغم اعتراضات مکرر مقامات انگلیسی و به‌خصوص ترزا می‌، ترامپ و تیم او در کاخ سفید هیچ‌گاه حاضر نشدند رویه خود را تغییر دهند. در همین راستا موسسه بروکینگز در ابتدای ماه گذشته میلادی با بررسی مداخلات کاخ سفید در امور داخلی لندن، نشان می‌دهد که چگونه عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا در تضعیف دولت ترزا می ‌نقش‌آفرینی کرده است. اتهام ترامپ به سرویس‌های جاسوسی انگلیس در مورد استراق سمع از او بنابر درخواست اوباما، افشای برخی همکاری‌های اطلاعاتی محرمانه میان سرویس‌های جاسوسی دو کشور از سوی کاخ سفید، انتقاد علنی از روابط تکنولوژیکی و قراردادهای تقریبا محرمانه دولت انگلیس و شرکت هواوی چین و استفاده از آن در جهت تخریب ترزا می‌، دیدار مقامات بلندپایه ایالات متحده از جمله بولتون با برگزیتی‌های دوآتشه و مخالفان نخست‌وزیر، و سرانجام انتقادات شدید ترامپ از ترزا می‌ به سبب چگونگی اجرای برگزیت؛ همگی از جمله مواردی هستند که بروکینگز به‌عنوان مداخلات تاثیرگذار کاخ سفید بر می‌شمارد. نشریه انگلیسی اسپکتیتور هم با رویکردی مشابه در یکی از سرمقاله‌های خود تاکید می‌کند که شاید اگر «ترزا می» به حرف‌های ترامپ گوش می‌داد اکنون شغلش را حفظ کرده بود.

نکته جالب این است که شخص رئیس‌جمهور آمریکا هم از علنی کردن این مداخلات ابایی ندارد چنانکه در سفر اخیرش به لندن و در حضور ترزا می‌، جانسون را به‌عنوان گزینه مناسب نخست‌وزیری معرفی می‌کند. ترامپ حتی در قضیه اخیر یعنی افشای ایمیل‌های سفیر انگلیس نیز به همین رویه ادامه می‌دهد: «من به‌شدت از نحوه مدیریت برگزیت توسط نخست‌وزیر ترزا می‌ انتقاد داشته‌ام. او و نمایندگانش واقعا چه وضع آشفته‌ای درست کرده‌اند. من راه را به او نشان دادم اما او تصمیم گرفت مسیر دیگری را در پیش گیرد... . خبر خوب برای انگلیسی‌ها این است که نخست‌وزیر جدیدی خواهند داشت.»

 لندن بر سر دو راهی اروپا و آمریکا

شاید طرح این موضوع بلافاصله پس از رای مثبت به برگزیت بی‌معنی به نظر برسد چراکه انگلیسی‌ها انتخاب خود را- حداقل در مورد اروپا- انجام داده‌اند. همین مساله بود که ترامپ را به سوی این ذهنیت سوق داد که تنها واشنگتن است که شرایط و موقعیت جایگزینی اتحادیه اروپایی را دارد و لندن نیز ناگزیر به اتخاذ چنین رویکردی است. دقیقا همین دلیلی شد که تامل و تعلل نخست‌وزیر انگلیس در اجرای برگزیت خشم رئیس‌جمهور آمریکا را برانگیزد. با این همه باید گفت که تعلل ترزا می ‌در اجرایی کردن برگزیت هم در بعد داخلی و هم در بعد خارجی توجیهات منطقی داشته است.

اتصال چند دهه‌ای اقتصاد انگلستان به اتحادیه اروپایی و تلاش برای کاهش صدمات قطع یکباره این ارتباط، چالش مرزهای ایرلند و از همه مهم‌تر جلوگیری از خدشه وارد شدن به وحدت و تمامیت ارضی انگلستان (با توجه به مخالفت مردم اسکاتلند با برگزیت) مهم‌ترین نکاتی بودند که ترزا می ‌را از شتاب در اجرای برگزیت باز داشته‌اند. اما در کنار این عوامل داخلی، به‌طور قطع نمی‌توان از نقش تاثیرگذار یک عامل بیرونی بر تصمیمات برگزیتی نخست‌وزیر انگلیس چشم‌پوشی کرد. همان‌طور که در جریان افشای ایمیل‌های سفیر انگلستان در آمریکا روشن شد، دولت و سیاستمداران انگلیسی به هیچ‌وجه آمریکا و کاخ سفید ترامپ را قابل اتکا و اطمینان نمی‌دانند. ترامپ در طول دوران ریاست‌جمهوری خود نشان داده بود که به ارزش‌های مشترکی که چندین دهه در روابط دو کشور حاکم بوده پایبندی ندارد. او با اقدامات خود و طرح شعارهایی همچون اول آمریکا، به همکاری‌ها بر اساس ارزش‌های آتلانتیسم و تجارت آزاد پشت‌پا زده است. در چنین شرایطی باید به ترزا می ‌حق داد که نگران در انزوا قرار گرفتن انگلستان باشد. کشوری که قادر نیست به نزدیک‌ترین دوست و متحد خود اتکا و اعتماد داشته باشد، باید در قطع کامل اتصال از شرکای سابق اقتصادی خود عجله‌ای نداشته باشد و حتی تردید کند. با تغییر شرایط و موقعیت کنونی انگلستان، به نظر نمی‌رسد که حتی سکاندار جدید ساختمان شماره 10، که احتمالا جانسون محبوب و مورد علاقه ترامپ خواهد بود، هم بتواند در حل این مشکل کمک چندانی کند: «هر کسی از هر حزبی وارد خانه شماره 10 شود متوجه خواهد شد که زندگی به‌عنوان یک کشور سایز متوسط دشوار خواهد بود.» 

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها