• ۱۵ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۰۶
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نشست سران 20کشور صنعتی جمعه در ژاپن آغاز به کار می کند

ترامپ ساز نا کوک جی20

شکی نیست که در نشست آتی سران جی20 در اوزاکای ژاپن باز هم ترامپ خبرسازترین شخصیت حاضر در جلسه خواهد بود.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»،  اجلاس سران 20 کشور عضو گروه «جی20» روز جمعه در اوزاکای ژاپن در شرایطی برگزار می‌شود که بسیاری معتقدند حاصل عملکرد این گروه تاکنون بیشتر حرف بوده است تا عمل. از نظر این افراد، چنین نشست‌هایی عملا هیچ‌دستاوردی برای مردم نداشته و چیزی از پیشرفت و بهبود اوضاع اقتصادی را نصیب آنها نکرده است. پس شاید بی‌دلیل نباشد که مردم با ناامیدی از اقدامات جمعی، به ملی‌گرایی اقتصادی روی آورده‌اند. برگزیت، گسترش ملی‌گرایی اروپایی، روی کار آمدن دولت افراطی در برزیل یا حتی روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، به درجات مختلف می‌تواند حاصل این رو گردانی و ناامیدی از اقدامات جمعی و اجلاس‌های اینچنینی باشد.


  جی20 چگونه شکل گرفت؟

هنگامی که در سال‌های پایانی قرن بیستم اقتصاد جهانی و به‌خصوص اقتصاد آسیا در وضعیت بحرانی قرار گرفت، سران هفت کشور صنعتی در شهر کلن آلمان دور هم جمع شدند تا راهکاری برای خروج از این بحران پیدا کنند. در این اجلاس آنها به این نتیجه رسیدند که برای دستیابی به هرگونه راه‌حلی، مشارکت و همراهی کشورهای در حال توسعه و دیگر اقتصادهای بزرگ جهان ضرورتی انکار‌ناپذیر است. به این ترتیب نخستین جرقه تشکیل گروهی رقم خورد که بعدها به گروه جی20 موسوم شد. اعضای این گروه شامل 19 کشور استرالیا، برزیل، کانادا، چین، فرانسه، آلمان، هند، اندونزی، ایتالیا، ژاپن، آرژانتین، مکزیک، روسیه، عربستان، آفریقای جنوبی، کره جنوبی، ترکیه، بریتانیا و ایالات متحده هستند که در کنار اتحادیه اروپایی 20عضو این مجموعه را تشکیل می‌دهند. بنابر آمارهای منتشرشده این گروه 85 در صد تولید ناخالص ملی جهان، 75 درصد کل مبادلات جهانی، دوسوم جمعیت و تقریبا نیمی از وسعت کره خاکی را در برمی‌گیرند. از سال 1999 تاکنون، هرسال اجلاس‌ اقتصادی این گروه با حضور وزرای دارایی و روسای بانک‌های مرکزی کشورهای عضو تشکیل می‌شود. از سال 2008 اجلاس سران کشورها نیز به این نشست‌ها افزوده شده است. در عین حال هرسال برخی کشورها به‌عنوان عضو ناظر به این اجلاس دعوت می‌شوند و کشور میزبان هم می‌تواند از سوی خود برخی موسسات بین‌المللی را دعوت کند. نمایندگان صندوق بین‌المللی پول و همچنین بانک جهانی هم همواره در این نشست‌های اقتصادی حضور دارند. در مورد اهداف این گروه نیز همان‌طور که پیش از این اشاره شد، مشارکت دادن اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور در مباحث اقتصاد جهانی یکی از مهم‌ترین‌ انگیزه‌ها اعلام شده است. در کنار این موضوع از تقویت چند‌جانبه‌گرایی و ارتقای ثبات مالی بین‌المللی هم، به‌عنوان برخی دیگر از اهداف شکل‌گیری جی20 یاد می‌کنند.

 نگاه منتقدان به جی 20

در شرایطی که دودهه از تشکیل جی20 می‌گذرد و در این مدت اجلاس‌های اقتصادی و نشست‌های سران کشورهای عضو تقریبا به شکلی منظم و هر سال برگزار شده است، با این حال نسبت به ساختار، عملکرد و خروجی این گروه طی 20سال فعالیتش انتقاداتی وجود دارد. بسته بودن حلقه عضویت این گروه از مهم‌ترین انتقادات و اشکالاتی است که بر آن وارد می‌کنند. اعضای جی20 از زمان شکل‌گیری آن تاکنون در پذیرش اعضای جدید مماشات به خرج داده‌اند. فرضیه معروف مدافعان جی20 این است که این نهاد به اندازه کافی کوچک است که بتواند تصمیم بگیرد و به اندازه کافی بزرگ است که تصمیمش تاثیرگذار باشد. با این وجود نمی‌توان کتمان کرد که اقتصادهای بزرگی همچون نروژ، اسپانیا، مالزی و... جامانده‌های این مجموعه هستند که حتی حضورشان به‌عنوان ناظر موقت یا دائمی، آن هم بدون برخورداری‌شان از حق رای، نمی‌تواند چندان موثر باشد. اما در میان همین مجموعه بسته هم تعارض منافع زیادی وجود دارد که اخیرا این تعارضات شدت نیز گرفته است. اختلافات میان چین و آمریکا، روسیه و آمریکا، ترکیه و اتحادیه اروپایی، ژاپن و روسیه و البته چالش‌های جدید میان آمریکا و متحدانش، به‌طور قطع بر نحوه عملکرد این سازمان تاثیرات عمیقی داشته است. در رابطه با خروجی و دستاوردهای دودهه فعالیت مستمر گروه جی20 هم بحث و جدل‌های زیادی مطرح است. مدافعان، ماندگارترین دستاورد این گروه یعنی پاسخ هماهنگ کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه را به بحران اقتصادی سال‌های 2007 و 2008 مورد استناد قرار می‌دهند؛ اقدامی که باعث شد بحران اقتصادی تا حد زیادی بر طرف شود. اما حتی همین مورد شاخص هم با این انتقاد روبه‌رو است که اگرچه اقدام گروه برای رفع بحران موثر بود، اما تاثیر معنی‌داری بر سازوکار اقتصادی جهان نداشت و فقط یک راهکار موقت و خاص را ارائه داد. احتمالا این اشکال را باید تا حد زیادی به ساختار گروه جی20 مرتبط دانست. این گروه هر سال بنابر شرایط و چالش‌های موجود در عرصه اقتصاد جهانی موضوعات خاصی را در دستور کار نشست‌های خود قرار می‌دهد و راجع به آنها بیانیه مشترک صادر می‌کند. اما مشکل در اینجاست که این گروه فاقد دبیرخانه یا هر سازوکار اداری و دوام‌دار دیگری است که بتواند روند اجرایی این بیانیه‌ها را پیگیری کند. علاوه‌بر این، نکته مهم‌تر این است که بیانیه‌های مشترک پایانی هیچ الزام حقوقی و تعهدی برای اعضا ایجاد نمی‌کنند و فقط بازتاب‌دهنده اهداف و انتظارات آنها هستند.

 غلبه حاشیه بر متن

همان‌گونه که اشاره شد نشست گروه جی20 هر سال موضوع‌های مختلفی را مدنظر قرار می‌دهد. سال گذشته در آرژانتین موضوعاتی از قبیل آینده کار، زیرساخت‌ها برای توسعه، آینده غذای پایدار و اصلاح ساختار سازمان تجارت جهانی در دستور کار قرار داشتند. سال پیش از آن در هامبورگ نیز مسائلی چون پولشویی، کنترل نهادهای مالی، مبارزه با تروریسم و کنترل گازهای سمی و مقابله با افزایش دمای کره زمین مورد توجه قرار گرفته بود. آنگونه که از نتایج نشست اقتصادی وزرای دارایی و روسای بانک‌های مرکزی در «فوکواوکا» ژاپن در کمتر از یک ماه قبل معلوم می‌شود، در چهاردهمین نشست آتی سران جی20 در اوزاکای ژاپن موضوعاتی همچون جنگ تجاری و تاثیر آن بر کاهش نرخ رشد اقتصادی جهان، پیر شدن جمعیت و اثرات آن بر اقتصاد جهانی، چگونگی اخذ مالیات از شرکت‌ها و بنگاه‌های غول‌پیکر اقتصادی همچون گوگل و فیسبوک و احتمالا ارزهای دیجیتال و چگونگی کنترل و نظارت بر آنها در دستور کار قرار خواهند گرفت. در شرایطی که نشست جی20 و همه این موضوعاتی که مطرح کردیم ماهیتی تقریبا اقتصادی دارند، نکته جالب این است که در پایان اجلاس مباحث فوق کمترین بازتاب را در رسانه‌های جهان دارند. این تجربه‌ای است که در اکثر ادوار پیشین نشست‌های این گروه تکرار شده است. در اجلاس سال گذشته جنگ تجاری میان چین و آمریکا، تنش با روسیه بر سر اوکراین، قتل جمال خاشقجی و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران به‌شدت بر محتوای اصلی اجلاس سایه افکنده بودند و مضمون اصلی گفت‌وگوهای دو یا چندجانبه سران این کشورها را شکل می‌دادند. علاوه‌بر این نارضایتی نسبت به نظام سرمایه‌داری، سیاست‌های آمریکا و به‌ویژه شخص ترامپ هم در فضای بیرونی اجلاس کاملا جلب توجه می‌کرد. در هر حال به نظر می‌رسد که اجلاس آتی سران جی20 در اوزاکای ژاپن هم از این قاعده مستثنی نباشد و باید در انتظار حاشیه‌های فراوان آن باشیم.
 
 ترامپ ساز ناکوک گروه 20

اگر ادعا کنیم که از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا آب خوشی از گلوی سران و اعضای جی20 پایین نرفته است، چندان بیراه نگفته‌ایم. ترامپ در نخستین حضور خود در جی20 در شهر هامبورگ،  یکباره زیر میز مذاکرات کوبید به‌طوری‌که برای اولین بار بیانیه پایانی اجلاس اجماع خود را از دست داد: «همه اعضای گروه 20 جز آمریکا بر پایبندی خود به تعهدات در اجرای پیمان تغییرات اقلیمی پاریس تاکید می‌کنند.» سال بعد از آن و در اجلاس بوئنوس‌آیرس به نظر می‌رسید شرایط از سال قبل هم دشوارتر شده است. گویا شعار «اول آمریکا»ی ترامپ کل قاعده بازی را درهم ریخته بود و اقدامات او از بسیاری جهات با روح کلی حاکم بر تاسیس گروه مغایرت داشت. جنگ تجاری که آمریکا با چین و حتی متحدانی چون کانادا، مکزیک، اتحادیه اروپا و ژاپن به راه انداخته بود، پایبندی به سیستم‌های اقتصاد جهانی و توافقات چندجانبه را زیرسوال برده بود. بیانیه پایانی اجلاس نشان داد که نگرانی آرژانتین در مورد تاثیر ترامپ و اقدامات او بر موفقیت اجلاس چندان هم بی‌مورد نبوده است.

 مهم‌ترین حاشیه‌های نشست اوزاکا

شکی نیست که در نشست آتی سران جی20 در اوزاکای ژاپن باز هم ترامپ خبرسازترین شخصیت حاضر در جلسه خواهد بود. ملاقات‌های دوجانبه او با سران ژاپن، چین و روسیه در کانون توجه قرار دارد. ملاقات ترامپ با آبه شینزو سومین ملاقات این دو در کمتر از سه ماه است؛ ضمن اینکه آبه باید گزارش سفر ناکام خود به تهران را تحویل ترامپ دهد. ملاقات روسای‌جمهور چین و آمریکا هم می‌تواند در سرنوشت جنگ تجاری بین دو کشور و به تبع آن در سرنوشت تجارت جهانی موثر باشد به‌خصوص اینکه اخیرا معاون رئیس‌جمهور چین بر حل هرچه سریع‌تر مشکلات تجاری دو کشور تاکید داشته است. باید دید که با توجه به نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا، مشاوران ترامپ در این مورد چه توصیه‌ای به او می‌کنند. ملاقات پوتین و ترامپ هم در نوع خود جالب توجه است. در اجلاس پیشین، ترامپ بر اثر فشارهای ناشی از بحران اوکراین ملاقات خود با پوتین را لغو کرد. اما اکنون از این فشارها به شکل محسوسی کاسته شده است به‌ویژه با اقدام چند روز گذشته شورای اروپا در زمینه عقب‌نشینی از مواضع خود بر سر اوکراین و باز کردن مجدد آغوشش برای روس‌ها. با این وجود باقی ماندن اتهامات در مورد ارتباط ترامپ و روسیه موجب خواهد شد که رئیس‌جمهور آمریکا جانب احتیاط را از دست ندهد. موضوع شکار پهپاد آمریکایی توسط ایران و تنش شدید میان تهران و واشنگتن قطعا یکی دیگر از حاشیه‌های مهم و خبرساز این اجلاس خواهد بود. با توجه به نقش حیاتی که تنگه هرمز و خلیج فارس در تامین انرژی و اقتصاد جهانی ایفا می‌کند و با در نظر گرفتن نقشی که ترامپ در به وجود آوردن این بحران داشته است، به نظر نمی‌رسد که رئیس‌جمهور آمریکا برای اعمال فشار بر ایران بتواند در این اجلاس همراهانی برای خود دست و پا کند.  اما ترامپ تنها شخصیت جنجالی و پرسروصدای این اجلاس نیست، چراکه حضور بن‌سلمان نیز به اندازه کافی پرحاشیه و جنجال‌برانگیز خواهد بود. سال گذشته موضوع قتل خاشقجی فشار زیادی به بن‌سلمان وارد کرد و او را در نشست بوئنس‌آیرس در انزوای کامل قرار داد. شاید بن‌سلمان تصور می‌کرد که با گذشت یک‌سال از این واقعه و فروکش کردن التهابات، امسال بتواند فضای آرام‌تری را تجربه کند. در این شرایط تقارن زمانی این اجلاس با انتشار گزارش سازمان ملل متحد در مورد قتل خاشقجی باز هم توجهات را به سوی این موضوع جلب کرد که آیا چنین دولت و حکومتی می‌تواند لیاقت میزبانی (اجلاس2020) و حتی حضور در این نشست را داشته باشد؟!       

 

* نویسنده : میراحمدرضا مشرف روزنامه نگار  

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

یادداشتهای روزنامه فرهیختگانیادداشت

محمدامین ایمانجانی:

وجدان را دستگیر نکنید

حسن بهشتی‌پور:

توپ در زمین اروپا

ابوالفضل ظهره‌وند:

تعهدات در حال متوازن شدن است

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها