• ۲۳ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۶
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ ابوالقاسم رحمانی روزنامه‌نگار

این‌بار کسی از کریمی دریبل نخورد

سلبریتی فرقی نمی‌کند، سیاسی باشد و زیباکلام، هنری باشد و نیکی کریمی، ورزشی باشد و کریمی، مجازی باشد و آناشید حسینی نشان داده است که التیام درد دیده‌شدن را ارجح‌ از التیام هر درد دیگری می‌بیند و شکست در آزمون‌های پیاپی هم موید همین مطلب است.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، 27 خردادماه امسال علی کریمی، فوتبالیست معروف سال‌های پیش، خارج از فضای مستطیل سبز به یک کنش اجتماعی دست زد. البته نه شبیه به چالش آب یخ و...  بلکه در صفحه شخصی خود در اینستاگرام درست زمانی‌که مردم از وضعیت گرانی و نابسامانی بازار تحت‌فشار شدیدی بودند، پستی با این مضمون منتشر کرد: «لطفا همتون این پست بزارید تو پیجتون... بیاید تا 1 ماه چیزی از بازار نخریم نه طلا نه ماشین نه هر چیزی که گرون شده. . بیاید واسه یه بار همه با هم اتحاد پیدا کنیم و چیزی نخریم مثل بقیه کشورا که چیزی گرون میشه نمیخرن تا مجبور بشن جنسارو ارزون کنن. . ایرانی هستی این پست بزار. . همتون حمایت کنید تا دست دلال و دزدا ببره از این مملکت.»از آنجا که اصل بر نقل بی‌دخل و  تصرف است و همین متن و تصویر هم همه‌جا منتشر شده، غلط‌های موجود نگارشی و ویرایشی اصلاح نشده تا از جدیت و اهمیت انتشار آن کاسته نشود.  همان‌طور که شماره هشت سابق تیم ملی فوتبال در درخواست مجازی‌اش، راهکار اقتصادی و اجتماعی کنترل بازار را ارائه کرده است و برخی سلبریتی‌ها بدون دخل و تصرفی آن را منتشر و از آن پیروی کرده‌اند، زمان یک‌ماهه تمام شده است و نگاهی به وضعیت کنونی بازار و تاثیر این درخواست خالی از لطف نیست.

البته نگاه به بازار، نه به معنی نگاه به فروشندگان چهارراه سیروس، باب‌همایون، جمهوری، چهارسو و علاءالدین و... که قبل از هر کمپین و چالشی، فروش‌شان تومانی چقدر با قبل فاصله داشته است و کمتر شده بود، نیست؛ بلکه نگاه به بازار وارد‌کنندگان کلان ماشین و کالای لوکس، خریداران سکه و ارز و برگزار‌کنندگان عروسی‌های لاکچری و... است.

حالا در این یک‌ماهی که علی کریمی دعوت به تحریم خرید محصولاتی که گران شده است کرده بود، چه گذشت؟ در این مدت چندهزار خودروی لوکس وارد کشور شد، قیمت ارز و طلا روزبه‌روز افزایش یافت؛ به‌طوری که سکه تمام‌بهار آزادی از دو میلیون و 300 هزارتومان در 27 خردادماه به سه‌میلیون و چهارصد هزارتومان در اول مردادماه رسیده است. متقاضی خرید هم تا بخواهید وجود دارد، لقب گرفته‌ و سلطان سکه شده ‌است. همین دیروز رئیس پلیس راه‌آهن کشور از دستگیری فردی خبر داد که قصد جابه‌جایی 150 هزار دلار و 40 هزار یورو مخفیانه و از خراسان به تهران و به وسیله قطار را داشت و اگر آن را ملاک قرار ندهیم، می‌توان ارز‌های مسافرتی که به بهانه مسافرت‌رفتن گرفته می‌شود یا سکه‌هایی که برای خریدشان صف می‌کشند را ملاک قرار دهیم.

در این یک‌ماه، وزیر اطلاعات از رهبری تذکر گرفت؛ چون برخورد قهری با مفسدان اقتصادی را مناسب نمی‌دانست و معتقد به ارشاد آنها بود. در این مدت اتفاقات دیگری هم افتاد که بیانش از حوصله خارج است اما سندی بر این ادعا است که توصیه سلبریتی‌ها برای هر کنشی اعم از سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محکوم به شکست خواهد بود. البته اگر این اسناد هم کفایت نکند، کمی بازگشت به عقب و نگاه به وضع حال برخی سلبریتی‌ها می‌تواند ذهن را قانع کند.

نگاه به عقب در عقبه کنشگری‌ها و درخواست‌های سلبریتیزه ‌شده می‌توان دو موضوع را مطرح کرد؛ یکی کنش‌های دنیای سیاسی این افراد و دیگری کنش‌های اجتماعی آنها در مواجهه با یاری‌طلبی ملی و کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان کرمانشاه که کارنامه‌ای روشن از اقدامات‌شان را برابر دیدگان قرار می‌دهد.

در ایامی که از خردترین تا بزرگ‌ترین پایگاه‌های اجتماعی درگیر رقابت‌های انتخاباتی بودند، سلبریتی‌ها با استفاده از پایگاه اجتماعی ایجاد‌شده‌شان که اغلب به‌خاطر درخشش در حرفه تخصصی‌شان بوده است، به لیدرهای انتخاباتی‌ای تبدیل شدند که با استفاده از این پایگاه، تحت‌تاثیر خود توانستند حجمی از رای و اقبال عمومی را به سمت نامزد منتخب‌شان روانه کنند. اتفاقی که در آن برهه موثر واقع شد و نامزد مورد اقبال آنها پیروز انتخابات شد. اما این ماجرا با درخواست‌های عمومی مطابقت نمی‌کرد و به سرعت باعث پشیمانی شد. بروز برخی ناملایمتی‌ها باعث شد تا همین حامیان دیروز به پشیمان‌های امروز تبدیل شوند؛ این یکی از اولین ضرباتی بود که سلبریتی جو زده و ناآگاه به پایگاه اجتماعی خود زد.

زلزله کرمانشاه و اعتماد گسترده مردمی به‌برخی چهره‌ها، آزمون دومی بود که بعد از چندماه برای این افراد مهیا شد. بعد از سیل کمک‌های مردمی مستقل و غیرمستقل، برخی چهره‌های شاخص هنری، ورزشی و سیاسی اقدام به ارائه شماره‌حساب جهت دریافت مبالغ و کمک‌های مردمی کردند تا به‌وسیله آن به بهبود وضعیت مناطق زلزله‌زده کمک کنند که این اتفاق در  بالاترین سطوح خود اتفاق افتاد و میلیاردها تومان روانه حساب‌هایی شد که این افراد آن را تبلیغ کردند. بعد از گذشت ماه‌ها چه مردمی که با امید کمک کردند و از آن‌ مهم‌تر چشم‌انتظارانی که در مناطق زلزله‌زده منتظر همین میلیاردها بودند، نتیجه‌ای ندیدند و از هزینه‌کرد سلبریتی‌ها در مناطق آسیب‌دیده خبری نشد. مردم در چادرهای کپک‌زده در سرمای زمستان و در گرمای بهار و تابستان زندگی کردند و با انواع و اقسام بیماری‌ها دست و پنجه نرم کردند و خبری از گره‌گشایی‌هایی که از آن مبالغ میلیاردی انتظار می‌رفت، نشد. اما سعید قاسمی، فرمانده سال‌های جنگ در کرمانشاه ماند و همین‌طور قرارگاه‌های سازندگی و اردوهای جهادی که از ابتدا پای کار بودند و اقداماتی که در حد توان‌شان بود، انجام می‌دادند و می‌دهند.

دومین آزمون هم در ادامه آزمون اول، ضربه محکم‌تری به پیکره پایگاه اجتماعی سلبریتی‌ها وارد کرد تا در آینده اگر کنشی از سوی یک‌سلبریتی صورت گیرد، عایدی نداشته و برخورد قهری مردم را به دنبال داشته باشد.

نگاه به حال وقتی از بی‌اعتمادی و شکست پروژه‌سازی‌ سلبریتی‌ها برای گشایش‌های عمومی می‌گوییم  دقیقا یعنی همین فراخوان و درخواست یک‌ماهه علی کریمی و دیگر دوستان سلبریتی‌ای که به‌تبعیت از او مردم را به تحریم کالاهای گران‌شده دعوت کردند اما علت این شکست و رخنه بی‌اعتمادی در پایگاه اجتماعی آنها، سوای مردودی در آزمون‌هایی که درگذشته در آنها شکست خوردند، در یک‌گزاره خلاصه می‌شود و آن، دیده‌شدن است. برای فهم بهتر این گزاره، مروری بر ماجرای عباس جدیدی لازم است و تماشای تصاویر سلبریتی‌ها با جمشید مشایخی. قسمت سرچ اینستاگرام از موتور جست‌وجوگر گوگل هم، کاربردی‌تر است، مشایخی را که سرچ می‌کنی، فقط باید تاسف بخوری؛ هم تاسف برای جسم بیمار این هنرمند کشور،  هم برای «جدیدی»‌های تکثیر‌شده. هنرمندان و سلبریتی‌هایی که در پوزیشن‌های مختلف در اتاق ایزوله و در شرایط ممنوع‌الملاقات‌بودن جمشید مشایخی، جسم نحیف این هنرمند را سوژه ثبت تصاویر خود کرده‌اند تا دیده شوند؛ همان‌طور که جدیدی، پورحیدری را  با جسم بیمارش روی تخت بیمارستان سوژه کرده بود.

سلبریتی فرقی نمی‌کند، سیاسی باشد و زیباکلام، هنری باشد و نیکی کریمی، ورزشی باشد و کریمی، مجازی باشد و آناشید حسینی نشان داده است که التیام درد دیده‌شدن را ارجح‌ از التیام هر درد دیگری می‌بیند و شکست در آزمون‌های پیاپی هم موید همین مطلب است. والا کمتر کسی است که نداند سلطان سکه، مردم عادی و عضو پایگاه اجتماعی کریمی و...  نیست و یک ماه نخریدن گرانی‌ها هم از کارگری که یک‌میلیون و دویست حقوق می‌گیرد، بالذات برنمی‌آید.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها