• ۷ بازدید
  • تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ زهرا جعفری روزنامه‌نگار

وقت آن است جور دیگری ببینیم

دختری که توانایی‌هایش مثال‌زدنی است؛ ورزش می‌کند، می‌نویسد، شعر می‌گوید، بازی می‌کند، اجرا دارد و... نباید آرزوهایش کوتاه شود.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، می‌گوید: «اینکه نتوانی موهایت را بریزی دورت و توی خیابان وقتی باد می‌آید بپیچد لایشان، اینکه نتوانی کلاه رنگارنگ سرت کنی، اینکه مدل موهایت را تعداد معدودی آدم می‌بینند، اینها یعنی محدودیت.»

از ماشین پیاده می‌شدم که صدایشان را شنیدم، «ببین دخترم اصلا خوب نیست که حجابت این باشد. می‌دانی چقدر گناه می‌کنی؟» به سمت‌شان برگشتم و پیرزنی را دیدم که به دختری که موهایش را مد روز از روسری‌اش بیرون انداخته بود و مانتوی کوتاهی به تن داشت، تذکر می‌داد و تسبیحش را از چادر بیرون آورده بود و با همان لحن مادرانه با او صحبت می‌کرد. دختر اما به‌جای گوش دادن به حرف‌هایش نیشخندی به پیرزن زد و در حالی که از کنارش می‌گذشت، گفت: «من دوست دارم این‌جوری لباس بپوشم. برای من حرف جدید بزن. اینکه می‌گی می‌رم جهنم و برای حفظ دینم باید حجابم را رعایت کنم، قدیمی شده.» پیرزن دختر را نگاه ‌کرد و زیر لب استغفرا... گفت و دور شد؛ اما حرف‌های دختر بدجور فکرم را مشغول کرد.

همین چند روز پیش روز حجاب بود، روزی که همه‌ساله با برنامه‌های تکراری می‌گذرد و عده‌ای جمع می‌شوند و همان حرف‌های همیشگی تکراری را با هم مرور می‌کنند، عکس می‌گیرند، در فضای مجازی‌شان هشتگ حجاب می‌گذارند و به دشمن فحش می‌دهند و آن دختر آن‌ور آبی را هم لعنت می‌کنند که کلی برای دختران سرزمین‌شان برنامه دارد و بازهم دعا می‌کنند که همه برنامه‌هایش نقش بر آب شود.

همه اینها را داشته باشید تا برسیم به امروز که روز دختر است؛ امروز به اسم دختران این سرزمین نامگذاری شده است؛ دخترانی که به‌رغم محدودیت‌هایی که می‌گویند و می‌شنویم اما خیلی راحت توانسته‌اند به همه محدودیت‌های امروزی‌شان غلبه کنند.

اما بیایید از منظر دیگری نگاه کنیم؛ کافی است در فضای مجازی جست‌وجویی به اسم «حقوق زنان» داشته باشید. اولین نکته‌ای که با این جست‌وجوی ساده دستگیرتان می‌شود، همین است که بلندگوی حقوق زنان در دست دیگرانی است که از همین مساله در این سال‌ها استفاده‌ها و سوءاستفاده‌ها کرده‌اند. هرجا نامی از حقوق زنان بوده همان دیگران پرچمدار شده‌اند و سینه‌شان را جلو داده‌اند که در حق زنان ظلم شده است و اینها چنان و چنین کرده‌اند.

این نکته را هم جا نیندازیم که اکثریت دختران این سرزمین با اعمال تکالیفی که برایشان شده، مخالف نیستند و چه‌بسا آن را هم دوست دارند اما حرف‌شان و حرف‌مان این است که چرا باید پرچمدار حقوق‌شان دیگرانی باشند که شاید هیچ‌چیزی از این حقوق نمی‌دانند و حقوق‌شان را به کمترین‌ها تقلیل می‌دهند.

کوتاهی ما از جایی شروع می‌شود که با وجود همه دانسته‌هایمان بازهم جایی کم آوردیم؛ از تکالیفی که برای زن باید ادا شود نگفتیم. حرف‌مان این بود که خواهر من حجاب تو محدودیت نیست، مصونیت است. اگر خواستند کتابی را معرفی کنیم همه‌مان آخرش به سراغ کتاب‌های شهیدمطهری رفتیم و در همان ب بسم‌ا... ماندیم. شاید اگر کمی چشم‌هایمان را در همین سال‌ها جور دیگری باز می‌کردیم و به قول سهراب سپهری جور دیگری می‌دیدیم، امروز آن‌قدر ناراحت همان دخترک آن‌ور آبی نبودیم که با تبلیغاتش به جان دختران‌مان افتاده است.

اگر همان‌ها که دم از محدودیت می‌زدند چشم باز کرده بودند و خودمان هم جور دیگری به اوضاع نگاه می‌کردیم، آن‌وقت می‌دیدیم همان محدودیت‌هایی که می‌گویند، جلوی خیلی‌ها را نمی‌گیرد؛ مثلا پرچمدار کاروان ورزشی‌مان در مسابقات بین‌المللی دختر دهه هفتادی‌ای می‌شود که به‌عنوان اولین زن ایرانی در مسابقات جهانی مدال کسب کرده است، یا دختری که با وجود سن کمش و همه محرومیت‌هایی که در روستایشان دارد، بازهم از پا نمی‌نشیند، دستش را به زانو می‌گیرد  و خانواده‌اش را از فقر نجات می‌دهد اما بازهم این برایش کم است؛ مسیرش را ادامه می‌دهد و زندگی‌اش را از صفر به سکو می‌رساند. حالا همین‌ها را داشته باشید تا برسیم به دختری که آرزویش تحصیل در یک دانشگاه بزرگ کشورش است. شروع می‌کند به خواندن و جزء نفرات برتر کنکور می‌شود. بزرگ‌ترین دانشگاه ایران قبول می‌شود اما بازهم بیشتر می‌خواهد. از کشورش می‌رود. تحصیلش را در بهترین دانشگاه دنیا ادامه می‌دهد. می‌تواند بماند و دیگر برنگردد. کار و درآمد دارد، اما به کشورش برمی‌گردد. پایتخت نمی‌ماند و به همان روستای محل زندگی‌اش می‌رود تا آنجا را آباد کند.

اگر بخواهیم از اینها بگوییم می‌شود صدها و هزارها نمونه که هرکدام در یک کاری، در یک‌جایی موفقند اما مثالی نمی‌شود برای ما و آن دیگرانی که سقف مطالبه‌شان می‌شود ورزشگاه‌رفتن زنان. کاری به این نداریم که آن‌هم می‌تواند مطالبه و حق‌شان باشد اما حرف‌مان این است دختری که توانایی‌هایش مثال‌زدنی است؛ ورزش می‌کند، می‌نویسد، شعر می‌گوید، بازی می‌کند، اجرا دارد و... نباید آرزوهایش کوتاه شود.

برای حرف آخر، مثال‌ و نمونه از دختران موفق در هر طیف و دسته‌ای داریم که تا سال‌های سال در برنامه‌ها بیایند و بگویند و بشنویم که شاید این‌وری‌ها و آن‌وری‌ها نگاه و دیدشان را عوض کردند و به همان ریسمان پوسیده همیشگی‌شان چنگ نزدند.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها