تازه‌ها :
قبلی بعدی
 
نوستالژی... حتی به مرگ
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 4 بدعالی 
۲۲ مر ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۲ تعداد بازدیدها: ۴۱۶
نوستالژی... حتی به مرگ

فرهیختگان/خلیل جلیل‌زاده: مقارن با شیرکو رمان‌نویسان پرآوازه‌ای همچون شیرزادحسن، بختیارعلی، فرهادپیربال و.... در این دیار پاگرفته‌اند.

در شعر ولی هم‌آوردی شیرکو یگانه است. در ذات شعریت خود به شکستن تدریجی ولی مداوم پوسته شعر کال می‌ماند که چاره‌ای نیست و الا محاله به کمال می‌گراید. در این هم‌آوردی زبان او تنهاست و تنها نیست. هستند هنوز شاعرانی چون رفیق صابر و لطیف هلمت و عبدالله پشیو که ناخواسته در این مسیر می‌آیند. گرچه در جهان‌ها و جریان‌هایی متفاوت. شیرکوبی بی‌کس نامی است که برتارک شعر این اقلیم ولی خوش می‌درخشد. نامی در زمره شاعران پرآوازه‌ای مثل شاملو، نرودا، لورکاو... نامی که زایش و سرایش او در خلق معانی و کلام بی‌بدیل است. نمط‌های نو و فخامت زبان اوست که شعرش سنگین و سبز بر ذهن مخاطب سایه می‌اندازد و آن را تسخیر می‌کند. به او لذت می‌بخشد. به او عمق قدم زدن در زیر ردیف بلوط‌های غریب آن سامان را می‌دهد. مانایی می‌دهد و حس ملسی از مزمزه کردن واژگانی بکر و خوش آوا. شیرکو بی‌کس یتیمی دیده است. رنج بی‌پدری و آوارگی و دیرفهمی اطرافیانش... پدرش «فایق بی‌کس» هم از شاعران نامور کرد است. او فقط شاعر نیست بلکه در ژانرهای دیگر نیز خود را آزموده است از شعر- داستان و ترجمه و تحقیق و نقد... در ایران نیز به همت شاعران و مترجمان بزرگواری چون سیدعلی صالحی و محمدرئوف مرادی اشعارش ترجمه و بازسرایی شده‌اند. منظومه بلند دره پروانه و آزادی این واژه بی‌آبرو و سلیمانیه سپیده‌دم جهان از زمره این آثار است. شیرکو بی‌کس همچنین جایزه انجمن قلم سوئد را برده است. آثار بی‌شماری دارد چون دوسروکوهی، عقاب، رودسپید، آفات، کرکس، دیوان اشعار و... عریانی شناسه او همین‌هاست. هنوز در لذت ترنم‌هایش مانده بودیم که رفت. تقریبا می‌توان گفت نام‌آشناترین شاعر کرد در ایران جز او کسی نیست و این قاعده در سطح جهانی هم صادق است. گاه او حدود و معیار را عمدی نادیده می‌گیرد و نابلد می‌نماید تا اقالیم دیگر را بیازماید و به محک معرفت بسپارد. همیشه نوزایی او دایره پندار و رویایش را بیشتر می‌گسترانید. او غیر از زبان کردی به چند زبان دیگر تسلط داشت و البته اشعارش به زبان‌های دیگری نیز ترجمه شده‌اند. گزافه نیست اگر بگویم همچنان‌ که قطبیت و تاثیر ادبیات آمریکای لاتین امری است انکارناشدنی و اگر قائل به این امر باشیم، باید شاعران و نویسندگان این اقلیم را نیز بهره‌مند از چنین نقشی دانست چراکه تاثیر گزاره‌های تاریخی و پیوستگی و انس با طبیعت و جنگ و هجران به تکانه‌های غریبی از تفهیم و تصویر شعر و انواع ادبی گراییده است. حضور شیرکو در شعر در اشراق شعریتش نقش داشت. او از عمق این گسست فکری می‌گفت که شعر خلق‌الساعه نیست بلکه جایی در آگاهی ما رنگ عوض کرده تا دچار آفرینش شود. جزیره‌ای بود که در اقیانوس رها شده بود و ملوانان و دریازدگان هر بار کشفش می‌کردند و هر بار نیز نامی بر او می‌نهادند. چه بسیار زورق‌هایی که بر ساحلش لنگر می‌گرفتند و بی‌آنکه کسی تعجب کند، همه او را مقصد می‌دانستند. نام‌ها می‌سترد و می‌گسترد و می‌مرد و در یک نام جاودانه شد؛ امپراتور شعر. چه کسی این نام را برایش برگزید. برخی شاعر بزرگ ایران‌زمین سیدعلی صالحی را خالق این نام می‌دانند؛ کسی که با شیرکو از نزدیک مراوده داشت. شعر شیرکو صدای آبشار می‌دهد. صدای توفان و هم‌قرینگی نسیم و مدرنیته. شعر شیرکو نوستالژی آدم است به ترجیحات خود در این بادیه از سرگشتگی. بوی پشنگه‌های آب می‌دهد و ترشحات خاک و تراب... بوی اقیانوس و ماه‌زدگی می‌دهد. بوی انفال و حلبچه و پوتین‌های بعثی... بوی آدمی مسخ‌شده در غبار... بوی قله‌هایی از حیرانی و طبیعتی وحشت‌زا و وحشی... شاعری که شعرش رفتار نیست. شبیه‌ترین چیز به رویاست و استعارگی و هذیان‌های متوالی. زبانی که گرچه حماسی ولی هم‌رفتار دژخواریش می‌غلتد در مسیر دیگرگونگی. فزون شدن و سالخورد و سهمگین شدن شاعری که ازین پس باد مزارش خواهد بود و مه سنگ قبرش... بالاپوش از باران بر تن خواهد داشت و بر برفی سفید خواهد آرمید. در این خلایی که هیچ تاریک نیست ولی عظیم است رنگی مبهم دارد چقدر باید منتظر ماند تا بازهم شیرکویی دیگر بیضه بشکند یا شمایل او باشد. آری. شیرکو امپراتور است. امپراتور زندگی. امپراتور نغز کلمات. امپراتور سلیمانیه شعر... گرچه همین دیروز خبری رسید که می‌گوید او در 73‌سالگی قلبش دیگر از تپش ایستاد. ولی مطمئنم هنوز نبض شعرش می‌زند. نامت نو باد. مرگت چون زندگیت متبرک باد.
پانوشت:
یکی از کتاب‌فروش‌های سلیمانیه می‌گفت مردم آنقدر طالب اشعار شیرکو هستند و نمی‌گفت مشتری که حاضرند کتاب‌هایش را به هر قیمتی بخرند. هم او می‌گفت از یک طالب شعر 1750دلار بابت تنها کتابی که از اشعار شیرکو بی‌کس در کتاب فروشی‌اش مانده گرفته و طرف مقابل کوچک‌ترین اعتراضی هم نکرده و نه‌تنها چانه‌زنی نکرده بلکه باکمال میل آن ‌را خریداری کرده است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow نوستالژی... حتی به مرگ